واکسن دوازده ماهگی
سلام نفسم امروز صبح از خواب ناز بیدارت کردم تا آماده بشی بیریم برای واکسن وقتی از خواب بیدار شدی انقدر خوشحال بودی که از خوشحالی همش میرقصیدی فکر کردی که الان مامان و بابا دارن برای تفریح میبرنت بیرون اما نه این دفعه داشتیم میرفتیم که آترا خانم واکسن بزنه تا قد و وزن رو انجام دادی بابا نشست و دختر عزیزشو گذاشت رو پاش تا خانم دکتر بیاد و واکسن بزنه عزیزم وقتی که کارت تموم شد یه کوچولو گریه کردی اما اشکال نداره عزیزم اینا همش برای سلامتی دختر گلمه فدات شم مامان دوستت داریم ...
نویسنده :
مامانی
12:03
آترا و دوستان
آترا و دوستان
عکس تولد
بدون عنوان
تولد یک سالگی
روز تولد تو روزی که آفریدگار تو رو به جهان هستی هدیه داد و من میترسم به تو تبریک بگویم که شایسته ی تو نباشد به زمین خوش اومدی... فرشته ی مهر و زیبایی تولدت مبارک با بهترین آرزوها ...
نویسنده :
مامانی
0:05










