atraatra، تا این لحظه: 16 سال و 17 روز سن داره

آترا وآترینا تمام هستی من

محل کار بابا

سلام قشنگم امروز ظهر بابا خرید کرده بود و زود اومد خونه تا من مشغول مرتب کردن بودم  بابایی گفت دخمل عزیزمو آمادش کن میخام با خودم ببرم شرکت منم زود امادت کردم و با بابایی رفتین اینم عکستون پدر و دختر خدا نگهدار.....  بای بای وقتی که شما رفتین من لباسهاتو شستم بعد وسایلتو که داشتی بازی میکردی رو مرتب کردم و بعدش هم منتظرتون موندم تو این یک ساعت دلم واست تنگ شد خیلی زیاد ...
9 آبان 1390

تولد بابایی

سلام دختر قشنگ و مهربونم الان که دارم برات مینویسم سه شنبه سوم آبان شده.سوم آبان هم تولد بابایی.پارسال این موقع یک نی نی کوچولوی یازده روزه بودی ولی امسال دیگه واسه خودت خانمی شدی بابای عزیزم تولدت مبارک باشه البته صبح که از خواب بیدار شدم و بابام هم از کار اومد میخوایم یه جشن تولد سه نفره بگیریم ...
3 آبان 1390