atraatra، تا این لحظه: 16 سال و 18 روز سن داره

آترا وآترینا تمام هستی من

عروسک من

سلام به زیبا ترین دختر دنیا بهت تبریک میگم مامان امروز تونستی بدون کمک هیچ وسیله ای دو قدم حرکت کردی عزیزم... الان هم مثل یک فرشته لالا کردی مامانی دوست دارم یه عالمه اصلا نمیشه اندازه ی دوست داشتنمو برات بگم ...
19 آبان 1390

بی خوابی....

سلام دختر مهربونم عزیزم اول از همه عیدت مبارک باشه ببخشید که این دو روز نتونستم واست مطلب بذارم چون که یه کم سرم شلوغ بود...عروسک نازم ماشاالله خیلی بازی گوش شدی دوست داری همه چیز رو امتحان کنی دیشب من و بابا هر کاری میکردیم که لالا کنی اما بی خوابی زده بود به سرت و اصلا نمیخوابیدی...
17 آبان 1390

محل کار بابا

سلام قشنگم امروز ظهر بابا خرید کرده بود و زود اومد خونه تا من مشغول مرتب کردن بودم  بابایی گفت دخمل عزیزمو آمادش کن میخام با خودم ببرم شرکت منم زود امادت کردم و با بابایی رفتین اینم عکستون پدر و دختر خدا نگهدار.....  بای بای وقتی که شما رفتین من لباسهاتو شستم بعد وسایلتو که داشتی بازی میکردی رو مرتب کردم و بعدش هم منتظرتون موندم تو این یک ساعت دلم واست تنگ شد خیلی زیاد ...
9 آبان 1390

تولد بابایی

سلام دختر قشنگ و مهربونم الان که دارم برات مینویسم سه شنبه سوم آبان شده.سوم آبان هم تولد بابایی.پارسال این موقع یک نی نی کوچولوی یازده روزه بودی ولی امسال دیگه واسه خودت خانمی شدی بابای عزیزم تولدت مبارک باشه البته صبح که از خواب بیدار شدم و بابام هم از کار اومد میخوایم یه جشن تولد سه نفره بگیریم ...
3 آبان 1390